عبد الرحمن جامى
143
أشعة اللمعات ( فارسى )
لمعهء سيزدهم در بيان حجب نورانى و ظلمانى كه موجبات سفر مذكورند و سفر مذكور عبارت از رفع آن حجب است « محبوب هفتادهزار حجاب نور و ظلمت » چنانچه حديث به آن مشير است كه : " إنّ للّه سبعين الف حجاب من نور و ظلمة " « از بهر آن فروگذاشت تا محبّ خو فرا كند و او را » يعنى محبوب را « پس پرده مىبيند تا چون ديده آشنا شود و عشق سلسلهء شوق بجنباند ، محبّ به مدد عشق و قوّت شوق ، پردهها يكانيكان فروگشايد ؛ آنگاه پرتو سبحات جمال » يعنى انوار جمال كه اشراق آن موجب تسبيح و تقديس ملائكهء مقربين مىگردد ، « غيريّت موهوم را » كه محبّ ميان خود و محبوب توهّم كرده است ، « بسوزد و او » يعنى معشوق ، « به جاى او » يعنى عاشق ، « بنشيند و همگى عاشق شود چنانكه ، بيت : هرچه گيرد از او به دو گيرد * هرچه بخشد از او به دو بخشد » يعنى عاشق هرچه گيرد از معشوق گيرد نه از غير او و به او گيرد نه به خود ؛ زيرا كه معشوق عين قواى وى شده است « 1 » و بر همين قياس است معنى مصراع ثانى . « گفتهاند كه اين حجب » كه از حديث مذكور مفهوم مىشود ، « صفات آدمى است ؛
--> ( 1 ) . اين مرتبهء قرب نوافل است كه حقّ تعالى فرمود : " أنا سمعه إذا يسمع به و أنا بصره إذا يبصر به . . . " كه قواى معشوق عين قواى عاشق شده است .